بایگانی

بایگانی دسته ‘نوشته ها’

نوروزِ تابستانی من

4 آوریل 2010

برای من… زندگی با تولدِ آواز آغاز می شود…

جشن گرفتن نوروز در فصلِ رویشِ جوانه، شاید وسوسه را برانگیزد،

اما من نوروز را در امرداد، با تو جشن می گیرم…

در سالروزِ شکستِ پرهیاهوی سکوت… در شبی که خاموشی شکست خورد و با تو خواند!

شاید هیچ کس این را باور نمی کرد! اما سکوت هم -پس از سالها مقاومتِ سخت-، سخت در هم شکست!…

در هم شکست و با تو هم آواز شد، با تو خواند، از همان دم که در تو مرد…

 

   و من نوروز را نه در فروردین، که در امرداد جشن می گیرم…

نوروز برای من روزی نیست که لب ها خاموش باشند و گل ها برویند… نوروز برای من روزیست که لب ها بگویند، تا گندم ها هم برویند…

و از صداست که جهانِ من سبز می شود، نه از خاک، نه از آفتابی که تنها چشمانش روشن است… و لبهایش خاموش است و سرد!…

  شاید هیچ کس این را باور نکند!

اما صفحه ی اولِ تقویمِ هر سالِ من، هشتمِ امرداد را نشان می دهد!…

و به راستی زیباست، نوروزِ گرم و خوش آهنگِ تابستانیِ من!

     امین ع – بهار 1389

Googoosh Live in Toronto - 2000

  پی نوشت: سببِ این که تارنمایِ “من، یک هوادار گوگوش” در ماهِ امرداد و جشنِ باستانیِ “امردادگان” گشایش یافت، زیباییِ خاصی است که این ماه برای من داشته و دارد. به خصوص پس از امردادِ 1379 که یک ستاره پس از بیست و یک بار چرخشِ زمین در سکوت، دوباره خواند…

  پی نوشت (2): در اندیشه ی انتخابِ مبدا برای این تقویم، این فکر به نظرم رسید که امسال نباید سالِ 1389، که باید سالِ 10 باشد!

عاشقانه ها

تبریک نوروز باستانی

21 مارس 2010

 در ساعت های پایانی سال 1388 گفتگوی کوتاه اصلان حافظی با گوگوش عزیز به مناسبت جشن نوروز از تلویزیون فارسی بی بی سی پخش شد.

گوگوش در حال گفتگو با اصلان حافظی

 گوگوش در پاسخ به این سوال که “در ده سال گذشته کدام نوروز برایتان زیباتر بوده؟”، جواب داد: “نوروزهایی که با مردم گذراندم… یعنی شب هایی که کنسرت داشتم”

 در پایانِ این گفتگوی کوتاه نوروزی، گوگوش آرزوی سال خوبی برای همه ی هم وطنان داشت: “دعا می کنم که برای تک تک مردم سال خوبی باشه… پر از برکت، صلح و آرامش”

 و صحبتش را با خواندن این شعر پایان داد:

خدایا، چنان کن که هر روزِ ما، همه سبز باشد چو نوروز ما

دل و دیده باشد ز مهر تو شاد، جهان نو شود، سال فرخنده باد

Googoosh - BBC

 من هم این جشن زیبای باستانی و ایرانی را به گلبانو گوگوش و تمام مردم ایران تبریک می گم. آرزوی سالی پربار برای شما دارم…

Googoosh - Norouz 1389

 پیروز باشید و پاینده

  امین ع – من، یک هوادار گوگوش

ایران, مصاحبه ها

چهار کلمه حرف حساب (1) با اردلان سرفراز، به بهانه ی انتشار آلبوم حجم سبز

18 مارس 2010

مدتی بود به فکرِ ایجادِ بخشِ جدیدی در صفحه ی “گفتگوها” بودم، به نامِ “چهار کلمه حرف حساب”

در این بخش جدید، به مناسبت ها و بهانه های گوناگون پای گفتگویی کوتاه با هنرمندان بزرگ ایران می نشینیم

  اولین گفتگوی اختصاصیِ وبسایت “من، یک هوادار گوگوش” برای بخش “چهار کلمه حرف حساب” با کسی است که ادبیات معاصر و ترانه ی نوین ایران بسیار تاثیرگرفته از ترانه های اوست… کسی که چند نسل در ایران با ترانه های او عاشق شده اند و ابرازِ عشق کرده اند… از “دو پنجره”، “مرداب”، “جاده”، “مرهم”، “شکایت”، “کویر”، “طلاق”، “پرسش”، “من و گنجشک ها” و “غریب آشنا” با صدای گوگوش… تا “سوغاتی” (هایده)، “شقایق”، “سال 2000″، “قلندر” و… (داریوش)… تا امروز… با “باغ بی برگی” و “صدای سبز عشق”…

   و هر کدام از آنها به صفحه ای از تقویمِ روزهای ما پیوند خورده… ما خودمان، احساسات و عشقمان را در ترانه های او پیدا کرده ایم… و حرف های نسل خودمان را از او شنیده ایم… از او خوانده ایم… از او گریسته ایم… و این همان زبان مشترکی است که او از آن سخن می گوید: “من ترانه می نویسم، تو اشک می ریزی، عاشق می شوی… آیا این زبانِ مشترکی نیست؟!”


Ardalan-sarfaraz

* آقای اردلان سرفراز عزیز، آلبوم جدید خانم گوگوش، “حجم سبز” را شنیدیم… شما این آلبوم و تاثیرگزاری آن را چطور می بینید؟ حجم سبز چه رنگی بود؟

- گذشت زمان تعیین کننده ی تاثیر و رنگِ یک اثر هنری بوده و خواهد بود. پیش داوری نکنیم و پیشاپیش برای مخاطب هایمان تعیین تکلیف نکنیم!

 

* قبلا شنیده بودیم که شما با الهام از شعرِ “و پیامی در راه” از دفترِ “حجم سبز” (زنده یاد سهراب سپهری) ترانه ای نوشته اید. گویا در این آلبوم نبود،… یا شاید هم “صدای سبز عشق” (؟)

- خیر. آن ترانه، ترانه ی دیگری است به نامِ “دوباره باز خواهم گشت…”.  که من یک سال پیش سرودم و خانم گوگوش آن را می خوانند.

عشق و ارادت من به زنده یاد سهراب ربطی به ترانه ای که گفتید ندارد.

 

* پرسشی در موردِ ترانه ی “سزاوار” دارم. -که پس از سی و یک سال، با این کار دوباره میلیون ها نفر ترانه ی شما را با اجرای خانم گوگوش شنیدند.- البته، شاید بیان کردنِ این سوال به این شکلِ ساده درست نباشه. -چون مسلما هر ترانه، زاده ی اندیشه ها و احساساتی است که در طولِ سالها شکل گرفته و رشد کرده- اما اگر به همان شکلِ ساده سوالم را بیان کنم، می خواهم بدانم که “سزاوار” برای خودِ شما یک ترانه ی عاشقانه بود یا عرفانی؟ یا حتی شاید هر دو؟

- یک اثر هنری -به گفته ی نیمای کبیر- همچون رودخانه ای جاریست. و هر کس به فراخورِ ظرفش از آن برمی دارد…

 

* فکر می کنید گذر زمان -با تمـامِ پیش آمدها- چه تاثیری روی ترانه ی خودِ شما و همچنین ترانه ی ترانه سرایانِ دیگر در داخل و خارج از کشور داشته؟

- این تاثیر را می توان در ترانه سرایان متعهد ما به خوبی دید. که وظیفه ی آینه واری و آینه داریِ خود را به خوبی انجام داده اند. البته این را هم گذشت زمان ثابت خواهد کرد…

” لطفا بدون آوردن نشانی وبسایتِ ”من، یک هوادار گوگوش” از مطالب آن استفاده نکنید. سپاس”

www.GoogooshFan.Com

گفتگو ها

برداشت آزاد – با این ترانه های سبز و آبی دوست داشتنی!

16 مارس 2010

  بعد از انتشار آهنگ آبی در آلبوم “حجم سبز”،

تصمیم گرفتم با یک نوشته، از ویدئوی این آهنگ -که دو سال پیش تر الک کارتیو آن را ضبط کرد- یاد کنم

 

گوگوش در سال 2002 به همراه بابک امینی “آبی” را در استودیویی در شهر تورنتو ضبط کرد

اما در هیچ آلبومی منتشر نشده بود.

و امروز “آبی” را در آلبوم “حجم سبز” می شنویم…

و عاشق می شویم، با این ترانه های سبز و آبی دوست داشتنی!

 

“آبی، نمایش لحظه ایست که عشق مانند مهره های دومینو فرو می پاشد

و از نو ساخته می شود…”


 ویدئو با نمایش یک دیوار شروع می شود که تصویر شیاطین روی آن نقاشی شده. سپس دوربین از چند زاویه ی مختلف تعدادی “دومینو” را نشان می دهد…

از پشت دومینوها، سایه ای را می بینیم که آرام نزدیک می شود (اولین بار نمی دانیم که او گوگوش است)

و همزمان، کارگردان صحنه ها و ماجرای دیگری را پیش می برد… دو نفر را می بینیم از دو نژاد مختلف (یکی نژاد سفید و دیگری سیاه) که با دست ها و پاهای قرمز رنگ (به رنگ خون) می دوند… تا اینکه جلوی همان دیوار -با تصویر شیاطین- به هم می رسند و تنه شان به هم برخورد می کند…

B5

 یکی لباسی به رنگ سفید و دیگری پیراهنِ مشکی پوشیده است… که این نمادی آشکار است از تقابلِ خیر و شر.

در این لحظه -و درست همزمان با آغازِ اجرای گوگوش- انگشتی که با رنگِ آبی رنگ آمیزی شده ضربه ی آرامی به اولین دومینو می زند… دومینوها یک به یک با هم برخورد می کنند و می ریزند…

6

ادامه مطلب…

از گوشه و کنار

برداشت آزاد – اندر باب آفرینشی که سزاوار دیده شدن است!

9 مارس 2010

به نام آفریدگار صدا، روشنایی و عشق…

sezavar

- این نوشته در تاریخ بیستم اسفند با نوشته ای از سیروس کردونی به روز رسانی شد.
* در “ادامه مطلب” بخوانید.

موزیک ویدئوی جدید گوگوش، در هشتم مارس -برابر با هفدهم اسفند-، روز جهانی زن از تلویزیون ها و سایت های اینترنتی پخش شد…

کاری که با جنجالِ بیشتری رو به رو شد. شاید چون پس از سی و یک سال ترانه ای از “اردلان سرفراز” را با صدای گوگوش می شنیدیم… شاید هم به خاطر موسیقیِ نوِ آن، که کاری ست از فرید زولاند…

جدا از اینها، یک دلیلِ این سر و صدا ویدئویی بود که -خوب یا بد، ضعیف یا قوی- به معنیِ واقعی کلمه “متفاوت” بود… تصویری از سیاره ای دیگر!…

این نوآوری یکی از نکات مثبت ویدئو است که تقریبا همه در موردش هم نظر هستند. حتی آنها که مجموعا کار را دوست نداشتند، نو بودن موضوع را انکار نمی کنند. این نوآوری در حرکات و بازیگری گوگوش هم به چشم می خورد… بازی سحرانگیز چشم ها… با حالتی که در ویدئوهای دیگرِ گوگوش ندیده بودیم…

اما نکته ای که خیلی ها از آن به عنوان نقطه ی ضعف ویدئو یاد می کنند “جلوه های ویژه” است… که به قولِ بیشترِ هوادارانِ گوگوش: “می توانست خیلی بهتر از این باشد”…

3

اما یکی از هواداران گوگوش، ریزبینانه به نکات قابل توجهی در ویدئوی “سزاوار” اشاره می کند… او که داستانِ آفرینش را در این ویدئو دیده، به گذر از هفت آسمان (اعتقاد به هفت طبقه بودنِ آسمان) در ابتدای ویدئو اشاره می کند، پیش از آن که تصویر روی گوگوش ثابت شود.

و گوگوش با یک لباس مشکی و پوشیده نشسته است… ستاره ها آرام بالا می آید و اجرا شروع می شود… به صورتِ گوگوش -که چشمانش را بسته- نزدیک می شویم…

 

ادامه مطلب…

از گوشه و کنار

روز زن، حجم سبز!

6 مارس 2010

مژده رسید که ویدئوی جدید گوگوش در روز هفدهم اسفند به مناسبت روز زن منتشر خواهد شد…

new-music-video

این آهنگ از آلبوم جدید گوگوش -به نام “حجم سبز”- است…

که این آلبوم هم همین روزها(!) راهی بازار خواهد شد…

googoosh-hajme-sabz-album 

از گوشه و کنار

تصویری روشن از یک کارگردان

18 فوریه 2010

 

ec & Googoosh

گوگوش به همراه الک کارتیو
در پشت صحنه‌ی ضبط ویدئویی به یادماندنی:
” عشق یعنی همه‌چیـز

از گوشه و کنار