بایگانی

بایگانی دسته ‘گفتگو ها’

تصویری روشن از یک کارگردان

۲۹ بهمن ۱۳۸۸

ec & Googoosh

به زودی در

من، یک هوادار گوگوش

مصاحبه ها, گفتگو ها

گفتگو ۲ – سیروس کردونی: بهترین ایده های من هیچ وقت فیلم برداری نشده!

۲۲ شهریور ۱۳۸۸

سیروس کردونی ششم بهمن ۱۳۵۵ در تهران به دنیا آمد. ده ساله بود که همراه خانواده اش به کشور سوئد مهاجرت کرد.

در دوره ی دبیرستان، یک سال را به عنوان دانشجوی مهمان در ایالت کنتاکی گذراند و دوباره به سوئد برگشت.

سیروس در جستجوی “چیزی که برای آن خلق شده بود” تصمیم گرفت بیشتر سفر کند. بعد از چندین سفر به کشورهای اروپایی، در کالج سنتا مونیکا (در ایالت کالیفرنیا) در رشته ی سینما مشغول به تحصیل شد.

پاییز ۱۹۹۸، وقتی اولین کلاس عکاسی را در کالج می گذراند، حس کرد هدفش را پیدا کرده… همان زمان متوجه علاقه اش به طراحی گرافیکی نیز شد و سومین نیم سال تحصیلی اش را در حالی گذراند که در یک استودیو به عنوان عکاس و گرافیست مشغول به کار بود. سال ۲۰۰۰ در یک مسابقه ی عکاسی در شهر لس آنجلس اول شد. سپس در یک برنامه ی تلویزیونی به کار تدوین مشغول شد… و امروز، سیروس کردونی جوان، کارگردان خلاقی است که تجربه ی ساختن موزیک ویدئو برای بزرگ ترین چهره های هنری ایرانی را دارد.


*  سیروس کردونی از نگاه خودش کیست؟

خوب… تا امروز کسی این سوال رو از من نپرسیده بود!

از دید خودم، فردی هستم علاقه مند به یادگیری و کسب تجربه های تازه، امتحان کارهای جدید.

دوست دارم شکستن مرزها رو آزمایش کنم…

و بیشتر از چیزی که بشه بیانش کرد عاشق ایران و ایرانی بودن هستم.

سیروس به همراه مادرش

*  چطور شد که سیروس کردونی تصمیم گرفت به عنوان کارگردان موزیک ویدئو فعالیت کند؟

اولین قدم برای رسیدن به این هدف را چه وقت و چطور برداشتی؟

راستش رو بخواهی، من هیچ وقت چنین تصمیمی نداشتم. سال ۱۹۹۹ عکاسی و طراحی گرافیکی رو شروع کردم، بیشتر برای هنرمندان ایرانی.

دوست داشتم که تدوین ویدئو رو یاد بگیرم… برای همین همراه یکی از دوستانم کار روی یکی از برنامه های تلویزیون “تماشا” رو آغاز کردم. که تمرین خوبی بود برای کار تدوین.

بعد از زلزله ی بم، شهرام کاشانی –که آن زمان با او هم کار می کردم- از من پرسید که آیا کار ویدئویی هم می کنم یا نه…

خلاصه،  ما شبانه نیم ساعت فیلم برداری کردیم و حدود چهار ساعت تدوین، که فردای آن روز ویدئوی “بی گناه” پخش شد.

بعد از آن، با خانم سپیده مدلی کوتاهی رو کار کردم که باعث شد عده ی زیادی از هنرمندان برای ساختن تبلیغات با من تماس بگیرند.

و چند سال گذشت تا من تصمیم گرفتم به صورت حرفه ای این کار رو ادامه دهم…

*  به خاطر داری پرهزینه ترین موزیک ویدئویی که تا امروز ساخته ای کدام است؟

بهترینش –از دید خودت- چطور؟!

ترجیح می دهم که جواب این سوال را ندهم…

ولی بهترین ایده های من هیچ وقت فیلم برداری نشده.  ترس هنرمندان از ایده های نو و عدم تمایل من به سانسور باعث شده که این ایده ها هیچ وقت جلوی دوربین نرود. یک ایده ی سمبلیک سیاسی-اجتماعی ممکنه با کوچک ترین تغییری یک معنای دیگری بگیره…

*  معمولا در آرایش و لباسی که هنرمند برای ویدئو می پوشد دخالت داری یا هنرمند به تنهایی تصمیم گیرنده هست؟ -به ویژه ویدئوهایی مثل “گریه کنم یا نکنم” که هماهنگ بودن  لباس و آرایش  با  دکور  اهمیت خاص تری دارد-

ویدئوی خوب ویدئویی هست که قبل از فیلم برداری، تمام جزئیاتش در ذهن تصور بشه.

اصولا در مورد انتخاب لباس صحبت هایی می شه.

برای بعضی ویدئوها، برای این که حس درست تری در ویدئو قرار بگیره، دقت بیشتری روی انتخاب لباس و آرایش می شه.

و اما دکور…  من خودم علاقه ی زیادی به طراحی صحنه دارم.

مثلا برای ویدئوی “گریه کنم یا نکنم” از خانم گوگوش، دو روز تمام مشغول ساختن دکور در استودیو بودیم…

ضبط ویدئوی گریه کنم یا نکنم

*  همکاری با بازیگر قدرتمندی همچون خانم گوگوش چه حس و حالی دارد؟

احساس خیلی خوبیه که آدم با بهترین آرتیستی که ایران به خودش دیده همکاری کنه

ولی قرار گرفتن رو به روی چنین هنرمندی، مسئولیت رو بیشتر می کنه.

ضبط ویدئوی مدلی همصدا

*  شنیده ام طراحی دکور کنسرت خانم گوگوش در لس آنجلس هم به عهده ی شما بوده…

بله، علاوه بر تهیه ی تبلیغات کنسرت، مسئولیت دکور صحنه و نور و سایر جلوه های شب برنامه دست من بود.

آشنایی قبلی محدودی در این رابطه داشتم، ولی نه به بزرگی کنسرتی با بیش از هفت هزار تماشاچی!

برنامه خیلی زیبا اجرا شد…

شب آواز گوگوش در لس آنجلس - 2008

ادامه مطلب…

مصاحبه ها, گفتگو ها

گفتگو ۱ – رها اعتمادی: تمام لحظه های آن روز بارانی یادمه!

۲۲ مرداد ۱۳۸۸

رها اعتمادی سیزدهم آبان ۱۳۶۳ در تهران متولد شد. نه ماه داشت که به همراه خانواده اش از ایران خارج شد و تا نوزده سالگی در سوئد زندگی کرد. سپس برای ادامه ی تحصیل در رشته ی روان شناسی و جامعه شناسی به آمریکا رفت و چهار سال در آنجا ماند. مدت زیادی نگذشت که به موفقیت های هنری بزرگ رسید. تا آنجا که سال گذشته گوگوش -از بزرگ ترین و محبوب ترین چهره های هنری قرن اخیر- ترانه ی او -به نام “من همون ایرانم”- را اجرا کرد. -که چند هفته ی پیش موزیک ویدئوی زیبای آن -به کارگردانی آقای سیروس کردونی- پخش شد.-

از دیگر ترانه های موفق رها اعتمادی می توان به “پاکی”، “نترسیم” و “بهار” اشاره کرد.

رها اعتمادی در حال حاضر ضمن ترانه سرایی مشغول به کار در یک تلویزیون فارسی زبان است که پخش برنامه های آن از طریق ماهواره از اوایل سال آینده آغاز خواهد شد…


رها در فاصله ی بین دو سفر با ما گفتگویی داشت…

رها در کودکستان

رها در کودکستان

درود به خوانندگان سایت “من، یک هوادار گوگوش” و با سپاس از امین عزیز بابت مهر و لطف همیشگی اش.

درود به شما و سپاس که این زمان را در اختیار ما قرار دادید.


* رها اعتمادی کیست؟

سوال سختی است! اگر از نزدیکانم این سوال را بپرسید جواب دقیق تری خواهید گرفت.

* چه وقت و چطور متوجه شدی که می توانی ترانه بگویی؟ آیا لحظه ی بخصوصی بود یا از کودکی این استعداد را در خود احساس می کردی و متوجه آن بودی؟

دقیقا نمی دانم. من تا چهارده سالگی به ندرت موسیقی ایرانی گوش می کردم. حتی تا آن زمان نام ترانه سرایان سرشناس ایران را هم نمی دانستم. سال ۱۹۹۸ در خانه ی برادرم آلبومی به نام “بچه های ایران” -که کاری بود از “اردلان سرفراز”، “شهریار دادور”، زنده یاد “عبدی یمینی”، “هادی خرسندی”، “شهیار قنبری”، “ایرج جنتی عطائی” و “آندرانیک”- را شنیدم و تاثیر عمیقی بر من گذاشت.

و اما نوشتن ترانه… نمی دانم از کجا شروع شد اما به جایی رسیده بودم که نوشتن برایم به یک نیاز تبدیل شده بود. ساعت ها پشت میز می نشستم و با اندک دانش زبان فارسی که داشتم می نوشتم.

* احساس از پایه های اساسی ترانه هایت است. شاید بعضی علاقه مند باشند بدانند رها اعتمادی راحت هم اشک می ریزد یا در برابر آن مقاومت می کند؟! یادت می آید از آخرین بار که در خلوت گریه کردی چقدر می گذرد؟

آخرین بار که گریه کردم، بعد از دیدن فیلم خاکسپاری “سهراب اعرابی” بود…

* رها جان، چه موسیقی هایی گوش می کنی؟ چه سبکی و کدام خواننده ها یا آهنگ سازان را بیشتر می پسندی؟

صدای عارف را همیشه دوست داشتم… صدای داریوش، گوگوش، ستار، فریدون فروغی، رامش، فرهاد، محمد نوری… همینطور مارتیک، احسان خواجه امیری، محسن یگانه، رضا صادقی…

در بین آهنگ سازان جای زنده یاد واروژان بزرگ را همیشه خالی می بینم…

فرید زلاند، بابک بیات، اسفندیار منفردزاده، حسن شماعی زاده و سیاوش قمیشی را دوست دارم.

البته آهنگ سازان خوب دیگری هم داریم. من فقط نام چند تن از این عزیزان را بردم.

رها اعتمادی و فرید زلاند

رها اعتمادی و فرید زلاند

* موزیکی که روی ترانه هایت گذاشته می شود چقدر برایت اهمیت دارد؟ تا چه میزان روی این که کدام آهنگ ساز یا خواننده ترانه ات را اجرا کند حساس هستی؟

بی نهایت حساس.

خوشبختانه تا امروز این افتخار را داشتم که ترانه هایم را به دست آهنگ سازانی بسپارم که هیچ کدام نیاز به تایید من ندارند. هر کدام از این عزیزان با ملودی هایشان به ترانه های من جلوه ی خاصی بخشیده اند.

رها اعتمادی و بابک امینی

رها اعتمادی و بابک امینی

* به ترانه ی “من همون ایرانم” بپردازیم که خیلی هوادار پیدا کرده. کی و از چه طریق باخبر شدی خانم گوگوش ترانه را پسندیده و قرار است توسط ایشان اجرا شود؟ آن لحظه چه حسی پیدا کردی؟

من این ترانه را همراه با متنی که پیش از آواز خوانده می شود به دوست مشترکی دادم، بعد از لس آنجلس به سوئد آمدم. مدتی بعد، فرید زلاند عزیز از پشت تلفن آهنگی که برای این ترانه ساخته بود را با پیانو برایم نواخت… چند ماه بعد، در لس آنجلس و در کنار دو هنرمند عزیز کشورمان شاهد ضبط این ترانه بودم…

هنوز تمام لحظه های آن روز بارانی یادمه…

ادامه مطلب…

مصاحبه ها, گفتگو ها