چهار کلمه حرف حساب (۱) با اردلان سرفراز، به بهانه ی انتشار آلبوم حجم سبز
مدتی بود به فکرِ ایجادِ بخشِ جدیدی در صفحه ی “گفتگوها” بودم، به نامِ “چهار کلمه حرف حساب”
در این بخش جدید، به مناسبت ها و بهانه های گوناگون پای گفتگویی کوتاه با هنرمندان بزرگ ایران می نشینیم
اولین گفتگوی اختصاصیِ وبسایت “من، یک هوادار گوگوش” برای بخش “چهار کلمه حرف حساب” با کسی است که ادبیات معاصر و ترانه ی نوین ایران بسیار تاثیرگرفته از ترانه های اوست… کسی که چند نسل در ایران با ترانه های او عاشق شده اند و ابرازِ عشق کرده اند… از “دو پنجره”، “مرداب”، “جاده”، “مرهم”، “شکایت”، “کویر”، “طلاق”، “پرسش”، “من و گنجشک ها” و “غریب آشنا” با صدای گوگوش… تا “سوغاتی” (هایده)، “شقایق”، “سال ۲۰۰۰″، “قلندر” و… (داریوش)… تا امروز… با “باغ بی برگی” و “صدای سبز عشق”…
و هر کدام از آنها به صفحه ای از تقویمِ روزهای ما پیوند خورده… ما خودمان، احساسات و عشقمان را در ترانه های او پیدا کرده ایم… و حرف های نسل خودمان را از او شنیده ایم… از او خوانده ایم… از او گریسته ایم… و این همان زبان مشترکی است که او از آن سخن می گوید: “من ترانه می نویسم، تو اشک می ریزی، عاشق می شوی… آیا این زبانِ مشترکی نیست؟!”
* آقای اردلان سرفراز عزیز، آلبوم جدید خانم گوگوش، “حجم سبز” را شنیدیم… شما این آلبوم و تاثیرگزاری آن را چطور می بینید؟ حجم سبز چه رنگی بود؟
- گذشت زمان تعیین کننده ی تاثیر و رنگِ یک اثر هنری بوده و خواهد بود. پیش داوری نکنیم و پیشاپیش برای مخاطب هایمان تعیین تکلیف نکنیم!
* قبلا شنیده بودیم که شما با الهام از شعرِ “و پیامی در راه” از دفترِ “حجم سبز” (زنده یاد سهراب سپهری) ترانه ای نوشته اید. گویا در این آلبوم نبود،… یا شاید هم “صدای سبز عشق” (؟)
- خیر. آن ترانه، ترانه ی دیگری است به نامِ “دوباره باز خواهم گشت…”. که من یک سال پیش سرودم و خانم گوگوش آن را می خوانند.
عشق و ارادت من به زنده یاد سهراب ربطی به ترانه ای که گفتید ندارد.
* پرسشی در موردِ ترانه ی “سزاوار” دارم. -که پس از سی و یک سال، با این کار دوباره میلیون ها نفر ترانه ی شما را با اجرای خانم گوگوش شنیدند.- البته، شاید بیان کردنِ این سوال به این شکلِ ساده درست نباشه. -چون مسلما هر ترانه، زاده ی اندیشه ها و احساساتی است که در طولِ سالها شکل گرفته و رشد کرده- اما اگر به همان شکلِ ساده سوالم را بیان کنم، می خواهم بدانم که “سزاوار” برای خودِ شما یک ترانه ی عاشقانه بود یا عرفانی؟ یا حتی شاید هر دو؟
- یک اثر هنری -به گفته ی نیمای کبیر- همچون رودخانه ای جاریست. و هر کس به فراخورِ ظرفش از آن برمی دارد…
* فکر می کنید گذر زمان -با تمـامِ پیش آمدها- چه تاثیری روی ترانه ی خودِ شما و همچنین ترانه ی ترانه سرایانِ دیگر در داخل و خارج از کشور داشته؟
- این تاثیر را می توان در ترانه سرایان متعهد ما به خوبی دید. که وظیفه ی آینه واری و آینه داریِ خود را به خوبی انجام داده اند. البته این را هم گذشت زمان ثابت خواهد کرد…
” لطفا بدون آوردن نشانی وبسایتِ ”من، یک هوادار گوگوش” از مطالب آن استفاده نکنید. سپاس”
www.GoogooshFan.Com








