سیروس کردونی ششم بهمن 1355 در تهران به دنیا آمد. ده ساله بود که همراه خانواده اش به کشور سوئد مهاجرت کرد.
در دوره ی دبیرستان، یک سال را به عنوان دانشجوی مهمان در ایالت کنتاکی گذراند و دوباره به سوئد برگشت.
سیروس در جستجوی “چیزی که برای آن خلق شده بود” تصمیم گرفت بیشتر سفر کند. بعد از چندین سفر به کشورهای اروپایی، در کالج سنتا مونیکا (در ایالت کالیفرنیا) در رشته ی سینما مشغول به تحصیل شد.
پاییز 1998، وقتی اولین کلاس عکاسی را در کالج می گذراند، حس کرد هدفش را پیدا کرده… همان زمان متوجه علاقه اش به طراحی گرافیکی نیز شد و سومین نیم سال تحصیلی اش را در حالی گذراند که در یک استودیو به عنوان عکاس و گرافیست مشغول به کار بود. سال 2000 در یک مسابقه ی عکاسی در شهر لس آنجلس اول شد. سپس در یک برنامه ی تلویزیونی به کار تدوین مشغول شد… و امروز، سیروس کردونی جوان، کارگردان خلاقی است که تجربه ی ساختن موزیک ویدئو برای بزرگ ترین چهره های هنری ایرانی را دارد.
* سیروس کردونی از نگاه خودش کیست؟
خوب… تا امروز کسی این سوال رو از من نپرسیده بود!
از دید خودم، فردی هستم علاقه مند به یادگیری و کسب تجربه های تازه، امتحان کارهای جدید.
دوست دارم شکستن مرزها رو آزمایش کنم…
و بیشتر از چیزی که بشه بیانش کرد عاشق ایران و ایرانی بودن هستم.

* چطور شد که سیروس کردونی تصمیم گرفت به عنوان کارگردان موزیک ویدئو فعالیت کند؟
اولین قدم برای رسیدن به این هدف را چه وقت و چطور برداشتی؟
راستش رو بخواهی، من هیچ وقت چنین تصمیمی نداشتم. سال 1999 عکاسی و طراحی گرافیکی رو شروع کردم، بیشتر برای هنرمندان ایرانی.
دوست داشتم که تدوین ویدئو رو یاد بگیرم… برای همین همراه یکی از دوستانم کار روی یکی از برنامه های تلویزیون “تماشا” رو آغاز کردم. که تمرین خوبی بود برای کار تدوین.
بعد از زلزله ی بم، شهرام کاشانی –که آن زمان با او هم کار می کردم- از من پرسید که آیا کار ویدئویی هم می کنم یا نه…
خلاصه، ما شبانه نیم ساعت فیلم برداری کردیم و حدود چهار ساعت تدوین، که فردای آن روز ویدئوی “بی گناه” پخش شد.
بعد از آن، با خانم سپیده مدلی کوتاهی رو کار کردم که باعث شد عده ی زیادی از هنرمندان برای ساختن تبلیغات با من تماس بگیرند.
و چند سال گذشت تا من تصمیم گرفتم به صورت حرفه ای این کار رو ادامه دهم…
* به خاطر داری پرهزینه ترین موزیک ویدئویی که تا امروز ساخته ای کدام است؟
بهترینش –از دید خودت- چطور؟!
ترجیح می دهم که جواب این سوال را ندهم…
ولی بهترین ایده های من هیچ وقت فیلم برداری نشده. ترس هنرمندان از ایده های نو و عدم تمایل من به سانسور باعث شده که این ایده ها هیچ وقت جلوی دوربین نرود. یک ایده ی سمبلیک سیاسی-اجتماعی ممکنه با کوچک ترین تغییری یک معنای دیگری بگیره…
* معمولا در آرایش و لباسی که هنرمند برای ویدئو می پوشد دخالت داری یا هنرمند به تنهایی تصمیم گیرنده هست؟ -به ویژه ویدئوهایی مثل “گریه کنم یا نکنم” که هماهنگ بودن لباس و آرایش با دکور اهمیت خاص تری دارد-
ویدئوی خوب ویدئویی هست که قبل از فیلم برداری، تمام جزئیاتش در ذهن تصور بشه.
اصولا در مورد انتخاب لباس صحبت هایی می شه.
برای بعضی ویدئوها، برای این که حس درست تری در ویدئو قرار بگیره، دقت بیشتری روی انتخاب لباس و آرایش می شه.
و اما دکور… من خودم علاقه ی زیادی به طراحی صحنه دارم.
مثلا برای ویدئوی “گریه کنم یا نکنم” از خانم گوگوش، دو روز تمام مشغول ساختن دکور در استودیو بودیم…

* همکاری با بازیگر قدرتمندی همچون خانم گوگوش چه حس و حالی دارد؟
احساس خیلی خوبیه که آدم با بهترین آرتیستی که ایران به خودش دیده همکاری کنه
ولی قرار گرفتن رو به روی چنین هنرمندی، مسئولیت رو بیشتر می کنه.

* شنیده ام طراحی دکور کنسرت خانم گوگوش در لس آنجلس هم به عهده ی شما بوده…
بله، علاوه بر تهیه ی تبلیغات کنسرت، مسئولیت دکور صحنه و نور و سایر جلوه های شب برنامه دست من بود.
آشنایی قبلی محدودی در این رابطه داشتم، ولی نه به بزرگی کنسرتی با بیش از هفت هزار تماشاچی!
برنامه خیلی زیبا اجرا شد…

ادامه مطلب…
مصاحبه ها, گفتگو ها