بایگانی
بار دیگر آواز گوگوش دل دریا را لرزاند…
پای حرف های دلم، همه درد و گفتگوم
اگه هیچکسی نبود، بغض اگه موند تـو گلوم…
همیشه یه تکیه گاه، غایب همیشگی
نیمه ی گمشده بود از روزهای بچگی…
دلش از جنس دل مریم و لاله و یاس
قد آبهای خزر، از تبار عاشقاس
یه غریب آشنا، شکل شبنم روی گل
انتهای هر سفر، ته جاده، روی پل…
قلبشو هدیه می داد جای عیدی هر بهار
نامه هاشو دوست دارم، چون می مونه یادگار
* ترانه ی “ردپای خاطره” از رها اعتمادی
هشتم آذر، در شب آواز گوگوش در دبی دکلمه شد.
* گزارش را در “ادامه مطلب” بخوانید.
به بهانه ی گذر خاطره ها از آسیا
دوباره نوای تقدیر…
و دوباره سرگیجه
او روی صحنه می آید…
دوباره تقدیر!
زمان غرق شدن در زیبایی و ترانه و خاطره…
و دوباره خاطره!
گوگوش پیش از آغاز شب آواز با چند نفر از هواداران دیدار می کند…
هوادارانی که با آمدن او به روی صحنه شاخه های گل به پایش می اندازند…
و بعد در احساس خودشان گم می شوند، در عـشـق… و در انتظار دوباره…
برای دیدار…
برای دیدار!
دو شب آواز
سومین و چهارمین کنسرت از تور “ردپای خاطره” در دو شب متوالی در استرالیا برگزار شد.
شب اول: گوگوش برای نخستین بار روی صحنه ای در استرالیا - ملبورن – هفتم اوت ۲۰۰۹
قسمت اول شب آواز
در شانزدهمین روز امرداد ماه، گوگوش در سالن Dallas Brooks centre در شهر ملبورن به روی صحنه رفت.
نواخته شدن آهنگ “تقدیر” ندای آمدن گوگوش به روی صحنه را می داد… فریاد تشویق مردم بلند شد و گوگوش که لباس مشکی زیبایی به تن داشت به روی صحنه ظاهر شد و در ابتدای برنامه گفت: “نه سال بود که منتظر این شب بودم!… نه سال پیش قرار داشتم که در خدمتتون باشیم و برنامه اجرا کنیم که متاسفانه به عللی نشد. و همیشه روزشماری کردم تا در خدمتتون باشم…”
سپس آرزوی شب خوبی برای حاضران کرد و شب آواز را با “قصه ی دو ماهی” و ترانه های دهه ی چهل آغاز کرد…
گوگوش در میان اجراها شوخی هم می کرد. همچنین قبل از اجرای یک مدلی جمله ای از زرتشت نقل کرد:
“ستیز من تنها با تاریکی است… و برای ستیز با تاریکی شمشیر به روی تاریکی نمی کشند… فانوس می افروزند.”
قسمت دوم شب آواز
پس از یک استراحت کوتاه، در قسمت دوم کنسرت، گوگوش با لباس زیبای دیگری به روی صحنه آمد و با قدرت به اجرا پرداخت… و شبی خاطره انگیز را برای همه رقم زد…
این شب آواز با اجرای “خلوت” به پایان رسید… و چه باشکوه به پایان رسید!…
یاد شبی که خاطره دومین قدم را برداشت…
دومین کنسرت از تور “ردپای خاطره” -در کل پنجاه و ششمین اجرای زنده ی گوگوش پس از انقلاب- در ایالت زیبای واشنگتن و سالن Constitution Hall (رو به روی کاخ سفید) برگزار شد. این سالن با جمعیت بیش از سه هزار نفر Sold out شده بود و چهره های مطرحی در سالن و بین مردم حاضر بودند. از جمله بیژن فرهودی -مجری تلویزیون صدای آمریکا- و فرامرز اصلانی -خواننده ی محبوب ایرانی-. -که گوگوش در بخشی از برنامه از حضور آنها تشکر کرد-
در بین نوازندگان هم -مثل دیگر کنسرت های گوگوش که در آمریکا برگزار می شود- سورن، نوازنده ی خوب تار حضور داشت.
قسمت اول شب آواز
گوگوش در بخش نخست برنامه با لباس صورتی خیره کننده ای به صحنه آمد. انتخاب آهنگ هایی که اجرا می شد مشابه کنسرت قبل -در اکلند- بود. آن ترانه های قدیمی که برای بار دوم بود که زنده اجرا می شد، با تسلط بیشتر از کنسرت قبل خوانده شد و همه را به رقص، به اشک، و به همصدایی دعوت کرد…
به یاد نخستین ردپای خاطره – یکم فروردین ۱۳۸۸
تور کنسرت های “ردپای خاطره” (The “Memory lane” tour) اول فروردین ۱۳۸۸ (March 21th – 2009) با شب آوازی رویایی در سالن ”Paramount theatre” -اکلند / ایالت کالیفرنیا- آغاز شد.
قسمت اول شب آواز
برنامه پس از خوش آمد گویی و تبریک سال نو با اجرای “قصه ی دو ماهی” شروع شد.
از آنجا که در این تور فقط آهنگ های خاطره انگیز قدیمی اجرا می شود، گوگوش این ترانه و بعضی ترانه های قدیمی دیگر و همچنین دو مدلی را برای نخستین بار به صورت زنده اجرا کرد.
چیزی که به زیبایی و خاطره انگیز بودن این شب آواز می افزود عکس های قدیمی گوگوش بود که ضمن اجرای ترانه ها گاه به گاه از اسکرین ها نمایش داده می شد…
پس از “قصه ی دو ماهی”، برنامه با اجرای “ساحل و دریا” ادامه پیدا کرد.
پس از آن یک مدلی زیبا و شاد از آهنگ های “نمیاد”، “می دونم یه روز میای” و “سکه ی خورشید” -برای نخستین بار- اجرا و با تشویق زیاد جمعیت رو به رو شد.
سپس گوگوش یک مدلی تازه ی دیگر از سه جاودانه ی قدیمی (”گاهی خنده گاهی گریه”، “دیگه اشکم واسه من ناز می کنه” و “همخونه”) خواند. گوگوش در حین اجرای این مدلی اشک در چشمانش جمع شده بود…
در بخش اول این کنسرت، به ترتیب “من و گنجشک های خونه”، “مخلوق”، “گل بی گلدون”، “دریایی”، “من آمده ام” و یک مدلی (از “هجرت”، “دو پنجره”، “باور کن”، “اون منم” و “حرف”) اجرا شد و سپس ”پل” همه را به معصومیت خواب عشق مهمان کرد…
گوگوش در بین اجراها لطیفه هم تعریف می کرد و حال و هوای خوبی به بیننده ها می داد…
در پایان این بخش، گوگوش با اجرای پرقدرت “کویر” و فریادهای “خدایا، خدایا…” -که طنین شگفت انگیزی در فضای سالن به راه انداخته بود- برای لحظاتی صحنه را ترک کرد…











