بایگانی

Author Archive

دو شب ترانه

۱۲ شهریور ۱۳۸۹
دیدگاه‌ها خاموش

Googoosh live in Erbil

Googoosh live in Istanbul

خبر, کنسرت ها

من، تو و گوگوش

۹ شهریور ۱۳۸۹

عکس های زیبای برنامه ی “گوگوش موزیک آکادمی” -که از صفحه ی رسمی تلویزیون “من و تو ۱″ گرفته شده

پخش تلویزیون “من و تو ۱” به زودی شروع خواهد شد

و در برنامه ی جذاب “گوگوش موزیک آکادمی“، گوگوش به کشف استعدادهای خوانندگی می پردازد…

منتظر خبرهای بیشتر باشید…

1

234567891011

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با ما باشید

از گوشه و کنار, خبر

آوای بیداری بیشه ها در شهر آنتالیا پیچید

۷ شهریور ۱۳۸۹

گوگوش در شب آواز آنتالیا 1

دهم مرداد ۱۳۸۹ بود…

هوا کم کم تاریک می شد و چهره های مشتاق و عاشق، کم کم حالتِ  انتظارِ  بیشتری به خود می گرفت…

انتظاری که بسیار کهنه و قدیمی می نمود… اما در آن لحظه تازه می شد…

انتظاری که می رفت تا -برای بسیاری از جمعیتِ حاضر- برای اولین بار برآورده شود…

انتظارِ دیدار با بانویی که صدایش با خاطره های ما پیوند خورده…

و امشب… همه ی زندگی، با آن ترانه های آشنا تکرار می شد… همه ی عشق ها و اشک ها و خاطره ها…

همه ی بازی های کودکی…

همه ی آن تصویرهای سیاه سفید، اما روشن و زنده… -که پای تلویزیون های قدیمی دیده بودیم-

همه ی پوسترهایی که از مجله های دهه ی پنجاه بریده بودیم…

همه ی زمزمه های عاشقانه که کرده بودیم…

همه و همه می رفت تا در این شب تکرار شود…

 

   و همه ی این رویاها، ما را از زمان و مکان جدا کرده بود…

آن شب ما در یک سالن کنسرت قدم نمی زدیم… آن شب ما در میانِ زمان ها و مکان ها سفر می کردیم… در خانه ی کودکی… در آغوش مادر… در هوای عشق…

براستی ما در دنیای زیبا و بدونِ دغدغه ی دیگری زندگی می کردیم و نفس می کشیدیم آن شب…

آن شب ما بودیم،… خدا بود… و گوگوش

رو به روی هم و از همیشه به هم نزدیک تر!

گوگوش در شب آواز آنتالیا 2

 ساعت ده دقیقه به ده شب بود که ارکستر گوگوش به روی صحنه رفت… ابتدا نوای “تقدیر” و بعد از آن نت های باشکوه “هیچکی مثل تو نبود” -از بابک بیات- نواخته شد…

 صدای تو، بیداری بیشه

 آواز سبز برگه…

 صدای تو پروسوسه مثلِ

 شبخونیِ تگرگه…

 

گوگوش زیبا، گوگوشِ باشکوه، با لباسی سرخ به روی صحنه آمد… هیاهوی پرشور عاشقان بلند شد…

همه ترانه را با گوگوش همراهی می کردند و او احساساتی می شد…

پس از اجرای “هیچکی مثل تو نبود”، گوگوش درود فرستاد و درگذشت  استاد محمد نوری  را به جامعه ی هنردوست تسلیت گفت.

سپس در قسمت اول کنسرت، به اجرای قدرتمند ترانه هایی چون “ساحل و دریا”، “هجرت”، “دو پنجره”، “دلم خواست”، “آیریلیق” (ترانه ی ترکی)، “مخلوق”، “مدلی همصدا”، “مدلی شش و هشت”، “من و گنجشک های خونه” و “کویر” پرداخت…

گوگوش در شب آواز آنتالیا 3

قسمت دوم کنسرت با اجرای پرشور “طلاق” شروع شد… گوگوش که مثل همیشه زیبا بود، با حضورش دوباره جوششی در جمعیت به راه انداخت که زیبایی آن وصف ناشدنیست…

در این قسمت ترانه ی جدید “باران” بسیار مورد استقبال قرار گرفت. همچنین ترانه ی ترکی “سکینه”، و ترانه های خاطره انگیزی چون “من آمده ام”، “گل بی گلدون” و “پیشکش”.

شب ترانه برای اولین بار با اجرای “جاده” به پایان رسید… اجرایی چنان پراحساس و زیبا، که برای همه ی عاشقان یکی از عمیق ترین سفرهایی بود که با این ترانه تجربه کرده اند… گوگوش ما را تا انتهای ادراک جاده برد… و شب آواز همانجا -در همان شهری که پیش از شروع کنسرت رویایش را می دیدیم- به پایان رسید…

در انتهای جاده ای که از کنار تمام لحظه های تلخ و شیرین زندگی می گذشت…

گوگوش در شب آواز آنتالیا

   حالا ما مانده بودیم… و خدا… و البته گوگوش… از همیشه گرم تر… در قلبمان!

گوگوش در شب آواز آنتالیا 5

- عکس های بیشتر از این شب آواز

از من، یک هوادار گوگوش

عاشقانه ها, کنسرت ها

پنج دقیقه به هفت عصر

۲۶ مرداد ۱۳۸۹

نمی دانم تا به حال برایتان پیش آمده ست یا نه…

که در یک روز و ساعت مشخص -مثلا پنج دقیقه به هفت عصر، دهم مرداد-، بزرگ ترین آرزوی زندگیتان را جلوی چشمانتان ببینید!…

 

 اما اگر در یک عصر تابستانی -و از قضا ساعتِ پنج دقیقه به هفت!- بزرگ ترین آرزوی زندگیتان را از پشت قطره های اشکتان دیده باشید، که به شما لبخند می زند، آنوقت حرف مرا بهتر خواهید فهمید!

 در آن لحظه همه ی دنیای شما خراب می شود و وارد دنیای تازه ای می شوید، با قواعد تعریف نشده…

ترس وجودتان را برمی دارد

که ناگهان آن آرزوی مهربان و زیبای دوست داشتنی شما را در آغوش می گیرد… مثل مادری که کودک تازه به دنیا آمده را از ناامنی های دنیای جدید حفظ کند… و امنیت و آرامش را به او هدیه کند.

 

اسمتان را می پرسد

جواب می دهید

لبخند می زند

و می فهمید تا به حال لبخندی به این زیبایی هدیه نگرفته بودید!…

و همین لبخند، همین لبخند، مرزِ میانِ دنیای ویران شده و دنیای تازه ی شما می شود!…

این نه یک مرز جغرافیایی ست،… نه یک مرز تاریخی…

مرزی است بر روی زندگیِ شما!

 

 و محال است حرف های ساده ی مرا خوب بفهمید،… مگر اینکه در پنج دقیقه به هفت عصرِ دهم مرداد، بزرگ ترین آرزوی زندگیتان به شما لبخند زده باشد!

بله!  تنها در این صورت ممکن است!…

  امین – مرداد ۸۹

 

2

پنج دقیقه به هفت عصر - دهم مرداد ۸۹

* برای دیدن عکس های شب آواز باشکوه گوگوش، -دهم مرداد در آنتالیا- به آلبوم عکس ما مراجعه کنید.

همچنین می توانید عکس هایتان از این شب آواز را برای ما بفرستید تا با نام خودتان در آلبوم عکس سایت قرار بگیرد.

خاطره ها, عاشقانه ها, کنسرت ها

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۹

 در سالروز تولدت می خواهم از تو بنویسم

برای تو، عاشقانه ای…

 

 به حرفِ دومِ اسمت که می رسم تن قلمم به لرزه می افتد و از حرکت می ایستد…

احساسِ نمناکِ من، رد کم رنگی روی گونه ام می گذارد و روی صفحه ی سفید دفتر می چکد…

 

می خواهم بنویسم… نمی شود… انگار که دستم حس نداشته باشد… از سنگ شده انگار!…

قلم را رها می کنم و یک قطره ی دیگر آرام روی کاغذ فرو می چکد… و این دومین قطره از سیلِ حرف های ناگفته ی من است… آغازِ تمامِ نانوشته ها و ناخوانده هاست…

 

  امین ع – پانزدهم اردیبهشت ۱۳۸۹

عاشقانه ها

عبورِ خاطره ها، شهر لندن را سرمست کرد…

۱۹ فروردین ۱۳۸۹

  بیست و یکم مارچ ۲۰۱۰ -برابر با اول فروردین ۱۳۸۹- هفتمین کنسرت از تور سرتاسری “ردپای خاطره” در شهر لندن و سالن بزرگ و مجلل Wembley arena و در حضورِ بیش از دوازده هزار بیننده برگزار شد.

 

 شب آواز با اجرای باشکوهِ یکی از ترانه های محبوبِ قدیمی -که تا آن روز روی صحنه اجرا نشده بود- شروع شد. ترانه ی “هیچ کی مثل تو نبود”

این اجرا چنان جمعیت را هیجان زده کرد و تحت تاثیر قرار داد، که چند بار در میانِ آهنگ به تشویق پرداختند.

 

  همینطور ترانه های جدیدِ “دلم خواست” و “باران” -از آلبوم “حجم سبز”- برای نخستین بار روی صحنه رفت…

Googoosh Live in London - Part 1

 از دیگر ترانه های اجرا شده در آن شب که بسیار مورد استقبال قرار گرفت می توان به “منو بشناس” (اولین بار برای اجرای زنده)، “هجرت”، “دو پنجره”، “باور کن”، “من آمده ام”، “مرداب”، “پیشکش”، “مرهم”، “پل”، “پرسش” و “کویر” اشاره کرد.

Googoosh Live in London - Part 2 - Photo By Ali Golian

- اسپانسرِ این برنامه، تلویزیونِ “من و تو” بود. -که همنام با یکی از ترانه های معروفِ گوگوش است(!)- و به زودی پخشِ برنامه های آن آغاز می شود.

- سپاس فراوان از آقای “علی گلیان” که عکس های این کنسرت را برای ما ارسال کرده اند.  همه ی عکس ها را می توانید از اینجا ببینید.

     و برای ارسال عکس به وبسایتِ “من، یک هوادار گوگوش”، لطفا با این آدرس تماس بگیرید:

Info@googooshfan.com

 خواهشمند است برای حفظ حقوق دیگران، بدون درج نام عکاس و نامِ وبسایت، از عکس ها استفاده نکنید.

کنسرت ها

نوروزِ تابستانی من

۱۵ فروردین ۱۳۸۹

برای من… زندگی با تولدِ آواز آغاز می شود…

جشن گرفتن نوروز در فصلِ رویشِ جوانه، شاید وسوسه را برانگیزد،

اما من نوروز را در امرداد، با تو جشن می گیرم…

در سالروزِ شکستِ پرهیاهوی سکوت… در شبی که خاموشی شکست خورد و با تو خواند!

شاید هیچ کس این را باور نمی کرد! اما سکوت هم -پس از سالها مقاومتِ سخت-، سخت در هم شکست!…

در هم شکست و با تو هم آواز شد، با تو خواند، از همان دم که در تو مرد…

 

   و من نوروز را نه در فروردین، که در امرداد جشن می گیرم…

نوروز برای من روزی نیست که لب ها خاموش باشند و گل ها برویند… نوروز برای من روزیست که لب ها بگویند، تا گندم ها هم برویند…

و از صداست که جهانِ من سبز می شود، نه از خاک، نه از آفتابی که تنها چشمانش روشن است… و لبهایش خاموش است و سرد!…

  شاید هیچ کس این را باور نکند!

اما صفحه ی اولِ تقویمِ هر سالِ من، هشتمِ امرداد را نشان می دهد!…

و به راستی زیباست، نوروزِ گرم و خوش آهنگِ تابستانیِ من!

     امین ع – بهار ۱۳۸۹

Googoosh Live in Toronto - 2000

  پی نوشت: سببِ این که تارنمایِ “من، یک هوادار گوگوش” در ماهِ امرداد و جشنِ باستانیِ “امردادگان” گشایش یافت، زیباییِ خاصی است که این ماه برای من داشته و دارد. به خصوص پس از امردادِ ۱۳۷۹ که یک ستاره پس از بیست و یک بار چرخشِ زمین در سکوت، دوباره خواند…

  پی نوشت (۲): در اندیشه ی انتخابِ مبدا برای این تقویم، این فکر به نظرم رسید که امسال نباید سالِ ۱۳۸۹، که باید سالِ ۱۰ باشد!

عاشقانه ها