آوای بیداری بیشه ها در شهر آنتالیا پیچید
دهم مرداد 1389 بود…
هوا کم کم تاریک می شد و چهره های مشتاق و عاشق، کم کم حالتِ انتظارِ بیشتری به خود می گرفت…
انتظاری که بسیار کهنه و قدیمی می نمود… اما در آن لحظه تازه می شد…
انتظاری که می رفت تا -برای بسیاری از جمعیتِ حاضر- برای اولین بار برآورده شود…
انتظارِ دیدار با بانویی که صدایش با خاطره های ما پیوند خورده…
و امشب… همه ی زندگی، با آن ترانه های آشنا تکرار می شد… همه ی عشق ها و اشک ها و خاطره ها…
همه ی بازی های کودکی…
همه ی آن تصویرهای سیاه سفید، اما روشن و زنده… -که پای تلویزیون های قدیمی دیده بودیم-
همه ی پوسترهایی که از مجله های دهه ی پنجاه بریده بودیم…
همه ی زمزمه های عاشقانه که کرده بودیم…
همه و همه می رفت تا در این شب تکرار شود…
و همه ی این رویاها بود، که ما را از زمان و مکان جدا کرده بود…
آن شب ما در یک سالن کنسرت قدم نمی زدیم… آن شب ما در میانِ زمان ها و مکان ها سفر می کردیم… در خانه ی کودکی… در آغوش مادر… در هوای عشق…
براستی ما در دنیای زیبا و بدونِ دغدغه ی دیگری زندگی می کردیم و نفس می کشیدیم آن شب…
آن شب ما بودیم،… خدا بود… و گوگوش
رو به روی هم و از همیشه به هم نزدیک تر!
ساعت ده دقیقه به ده شب بود که ارکستر گوگوش به روی صحنه رفت… ابتدا نوای “تقدیر” و بعد از آن نت های باشکوه “هیچکی مثل تو نبود” -از بابک بیات- نواخته شد…
صدای تو، بیداری بیشه
آواز سبز برگه…
صدای تو پروسوسه مثلِ
شبخونیِ تگرگه…
گوگوش زیبا، گوگوشِ باشکوه، با لباسی سرخ به روی صحنه آمد… هیاهوی پرشور عاشقان بلند شد…
همه ترانه را با گوگوش همراهی می کردند و او احساساتی می شد…
پس از اجرای “هیچکی مثل تو نبود”، گوگوش درود فرستاد و درگذشت استاد محمد نوری را به جامعه ی هنردوست تسلیت گفت.
سپس در قسمت اول کنسرت، به اجرای قدرتمند ترانه هایی چون “ساحل و دریا”، “هجرت”، “دو پنجره”، “دلم خواست”، “آیریلیق” (ترانه ی ترکی)، “مخلوق”، “مدلی همصدا”، “مدلی شش و هشت”، “من و گنجشک های خونه” و “کویر” پرداخت…
قسمت دوم کنسرت با اجرای پرشور “طلاق” شروع شد… گوگوش که مثل همیشه زیبا بود، با حضورش دوباره جوششی در جمعیت به راه انداخت که زیبایی آن وصف ناشدنیست…
در این قسمت ترانه ی جدید “باران” بسیار مورد استقبال قرار گرفت. همچنین ترانه ی ترکی “سکینه”، و ترانه های خاطره انگیزی چون “من آمده ام”، “گل بی گلدون” و “پیشکش”.
شب ترانه برای اولین بار با اجرای “جاده” به پایان رسید… اجرایی چنان پراحساس و زیبا، که برای همه ی عاشقان یکی از عمیق ترین سفرهایی بود که با این ترانه تجربه کرده اند… گوگوش ما را تا انتهای ادراک جاده برد… و شب آواز همانجا -در همان شهری که پیش از شروع کنسرت رویایش را می دیدیم- به پایان رسید…
در انتهای جاده ای که از کنار تمام لحظه های تلخ و شیرین زندگی می گذشت…
حالا ما مانده بودیم… و خدا… و البته گوگوش… از همیشه گرم تر… در قلبمان!
- عکس های بیشتر از این شب آواز
از من، یک هوادار گوگوش





وااااااااااااااااااااااای امین جان تفسیر زیبایی بود
طوری که خودم رو اونجا حس می کنم وقتی می خونمش
ممنون دوست عزیز
دوست عزیز شما یه تور مطمئن و خوب واسه رفتن به اربیل سراغ ندارید؟؟؟؟؟؟ ممنون میشم اگه کمکم کنید………
پاسخ شما: خیر! اما آرزو می کنیم بیست و یکم شهریور، شب آواز باشکوهی را در اربیل نظاره گر باشید… که قطعا چنین هم خواهد بود… “من، یک هوادار گوگوش”
جمعیت کنسرت رو نمیدونی؟؟؟؟
پاسخ شما: گویا ظرفیت در حدود سه هزار و پانصد نفر بود. و کنسرت سولد اوت شد. “من، یک هوادار گوگوش”
خیلی زیبا و دقیق نوشتی آقا امین
واقعا که دستت درد نکنه.
امین جان، میتونم بپرسم قیمت بلیط ها (ردیف اول و همینطور جایی
که شما حضور داشتید) چند بود؟
پاسخ شما: قیمت بلیط های ردیف اول سیصد دلار، ردیف های دوم تا چهارم دویست و پنجاه دلار، و بخش های دورتر، به ترتیب دویست دلار، صد و پنجاه دلار و در نهایت صد دلار بود. “من، یک هوادار گوگوش”
ممنون امین جان. عالی بود. خوش به سعادت شما و کسایی که اونجا بودن.
آقا امین، با توجه به این که خودت در کنسرت های گوگوش حضور داشتی، به نظرت حین شرکت در کنسرت امکان ملاقات حضوری ایشون یا عکس انداختن با ایشون برای هواداران وجود داره؟
پاسخ شما: دوست عزیز، در هر کنسرت قوانین و شرایط متفاوتی از سوی سالن و برنامه گزاران اعمال می شود… خانم گوگوش همیشه علاقه مند بوده اند که قبل از کنسرت با هوادارانشان از نزدیک دیدار داشته باشند -که گاها میسر هم شده (هرچند که با محدودیت هایی هم همراه باشد)- و لحظات و خاطرات بی نظیری برای من و دوستداران آن عزیز به یادگار مانده. “من، یک هوادار گوگوش”
آقای امین من گزارش کامل از کنسرت گوگوش در اربیل کردستان عراق و کنسرت استانبول ترکیه را میخواهم. چون اونجا نیستم، دلم میخواد از لحظه به لحظه ی اونجا باخبر بشم و لذت ببرم. من همیشه پیگیر کارهای گوگوش هستم. با سپاس
پاسخ شما: گزارش کنسرت ها، به همراه عکس به زودی بر روی این وبسایت قرار خواهد گرفت. “من، یک هوادار گوگوش”
من این شانس رو داشتم که تو این کنسرت باشم و خانم گوگوش عزیزم رو از نزدیک زیارت کنم. واقعا تجربه فوق العاده ای بود. خدا کنه حداقل یه بار نصیب هر کسی بشه. به خدا این زن به طور باور نکردنـی زیباست.
چه توصیف زیبایی و چه انشای قشنگی. همان چیزی که در دلم بود شما به زیبایی بر روی کاغذ آوردی. نمی دونید کی تو دبی کنسرت میذارن؟
پاسخ شما: همراه عزیزم، تا امروز برنامه ای برای کنسرت در دبی اعلام نشده… اگر اعلام بشه، بلافاصله در سایت اعلام خواهیم کرد… با ما باشید… “من، یک هوادار گوگوش”